حتما اين متن را بخوانيد خيلي مسائل را روشن مي کند:
نقد استدلالهاي آقاي موسوي براي تقلب در انتخابات

به گزارش خبرنگار سرويس "فضاي مجازي " خبرگزاري فارس، الف نوشت؛ بنا به آمار رسمي، در جريان راهپيمايي ها و اعتراضات به نتايج انتخابات رياست جمهوري تا امروز هفت نفر کشته و دهها نفر زخمي شده اند. حجم خسارت به اموال عمومي و خصوصي و همچنين هزينه سنگين سياسي که اين اجتماعات بعضا خشونت آميز و خصوصا سرکوب خشونت بار آنها توسط پاره اي از نيروهاي انتظامي و شبه انتظامي، بر کشور ما و منافع ملي آن تحميل کرده قابل احصا نيست. از آنجا که ريشه همه اين حوادث بدون شک به ادعاي رقيب اصلي و شکست خورده در اين انتخابات در خصوص "تقلب گسترده " و "دستکاري در آراء " باز مي گردد - که اتهامي بسيار سنگين است - اين نوشتار بر آن است تا به مهمترين و اصلي ترين متني که تاکنون توسط جناب آقاي ميرحسين موسوي جهت شکايت از نتايج انتخابات نوشته شده مراجعه نموده و با بررسي و تحليل دقيق اين متن، به شالوده شکني و يا واسازي (Deconstruction) دلايل و استدلالهاي ارائه شده در آن بپردازد. اميد است که در فرايند واکاوي اين متن، قوت و استحکام و پشتوانه استدلال هاي ارائه شده در آن مبني بر وجود "تقلب گسترده " در انتخابات - که عملا به معني جابجا شدن بالغ بر 10 ميليون راي است - تا حدوي روشن شود. آشکار شدن وزن اين استدلالها مشخص مي کند که آيا آنها اين اندازه پايه و اساس داشته است که خون هفت انسان به پاي آنها ريخته شود؟
1. آقاي ميرحسين موسوي در اولين بند نامه اش به شوراي نگهبان - که قاعدتا بايد حاوي محکم ترين استدلال او مبني بر وجود "تقلب گسترده " در انتخابات باشد - بر خلاف تصور خواننده اصلا به موضوع "تقلب " در انتخابات اشاره نمي کند. ايشان در اين بند به موضوعي اشاره مي کند که هيچگونه ارتباط مستقيمي به موضوع "تقلب " ندارد. تاکيد کردن بر محتواي مناظره هاي انتخاباتي در بند اول نامه موسوي به نظرم از چند جهت بسيار معنادار و حتي برملا کننده است.
1.1: شايد منظور آقاي موسوي اين است که سخنان مطرح شده توسط محمود احمدي نژاد در مناظره ها عليه برخي شخصيتها و آقازاده ها، به تحريک و "اغفال " گسترده مردم منجر شد و باعث شد آنها هيجاني شده و فوج فوج به احمدي نژاد تمايل پيدا کنند. در اين صورت که آقاي موسوي پذيرفته است که رقيب ايشان راي بسيار بالايي در انتخابات آورده است. واقعا اگر مهندس موسوي قائل بوده است که مطالب عنوان شده در مناظره ها اينچنين تاثير دگرگون کننده اي در نتيجه انتخابات داشته است چرا در همان روز پس از مناظره در اعتراض به طرح اين مطالب از اين رقابت "ناعادلانه " خارج نشد؟ چرا ايشان به حضور در اين مناظره ها ادامه داد؟ و از همه مهمتر چرا ايشان علي رغم همه مطالب مطرح شده در مناظره ها، در آخرين ساعات روز انتخابات بطور قاطع خود را برنده اين انتخابات اعلام کرد؟
1.2: اينکه اولين بند نامه موسوي با ذکر نام به تجليل و دفاع از "مظلوميت " آقاي هاشمي رفسنجاني و آقاي ناطق نوري در مناظره ها اختصاص مي يابد، ناخواسته بازگوکننده ريشه ها و علتهاي اصلي راه اندازي راهپيمايي ها و اعتراضات در چند روز گذشته است. همان "جوشش آتشفشاني " و "بنزين " و "دود و آتش " که قبلا هشدارش داده شده بود. واقعا چه نسبتي ميان آن نامه آقاي هاشمي و اين نامه جناب موسوي وجود دارد؟ آيا مير حسين موسوي در بند اول نامه اش دارد اذعان مي کند که اعتراض اصلي او و حاميان او در اين اجتماعات و راهپيمايي ها به برده شدن اسم هاشمي و ناطق و فرزندان آنها در مناظره هاي انتخاباتي است؟ اگرنه چه لزومي داشته که اين موضوع در سرلوحه نامه او قرار گيرد؟
1.3: فرض مي کنيم که احمدي نژاد در اعلام اسامي اشخاص در مناظره ها و نسبت دادن تخلفات مالي به آنها مرتکب تخلف در تبليغات انتخاباتي شده باشد. آيا اين تخلف در تبليغات به معناي "تقلب " در نتايج است؟ روشن است که افرادي که حقي از آنها ضايع شده مي توانند خواستار پخش پاسخ خود از صدا و سيما باشند و يا حتي موضوع را بطور قانوني پيگيري کنند. اما حتي در اين صورت نيز هيچ خللي بر نتيجه انتخابات وارد نيست. اينها دو موضوع جدا از هم هستند. ادامه مطلب...
|